تبليغاتX
نیمرخ

·        نام نیک مردان و زنان، چونان گوهر درخشان روح ایشان است.

·        به همه عشق بورز، به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن.

·        عشقی که آن را می یابیم خوب است ولی آن عشق که خود بیاید بهتر است.

·        عشق حقیقی هیچ گاه یکنواخت و آرام پیش نمی رود.

·        عده ای بزرگ زاده می شوند؛ عده ای بزرگی را بدست می آورند و عده ای بدون آنکه بخواهند با خود دارند.

·        هرگز از شنیدن آنچه شرافتمندانه انجام داده ای شرم نداشته باش.

·        شجاعت و آسایش، و چنین باید باشد تا همه چیز بر وفق مراد باشد.

·        هرگز فیلسوفی وجود نداشته که بتواند دندان درد را صبورانه تحمل کند.

·    زندگی از تار و پود خوب و بد بافته شده است؛ فضیلت ما وقتی می تواند بر خود ببالد که از خطاهای ما شلاق نخورده و از جنایت های ما وقتی نومید می شود که مورد ستایش فضیلت های ما قرار نگیرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:54  توسط میثم لطفی  | 

واقعا چقدر خدا رو قبول داریم؟

تا حالا چند بار به او پناه بردیم؟

چه مواقعی به او پناه بردیم؟

هیچ شده زمانی که شادمان کنار دوستان یا اعضای خانواده هستی او را بخاطر این نعمت بزرگ شکر کنیم؟

به خودمون دروغ نگیم!

واقعا چند بار

خداجوئی نه از روی ترس و دلهره بلکه از روی عشق؛ چقدر در وجود و مرام ما هست؟

امیدوارم از این داستان خوشتون بیاد

 

داستان درباره ی یک کوهنورد هست  که می خواست از بلندترین کوه ها بالا بره. اون پس از سال ها آماده سازی، ماجراجویی خود را اغاز کرد.

ولی از انجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از کوه بالا بره.

شب، بلندی های کوه را در برگرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود اصلا دید نداشت ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود.

همان طور که از کوه بالا می رفت پایش لیز خورد. در حالی که به سرعت سقوط می کرد از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه های سیاهی مقابل چشمانش می دید و احساس و حشتناک مکیده شدن به وسیله ی قوه جاذبه او را در خود می گرفت.

همچنان سقوط می کرد، در ان لحظات تمام رویداد های خوب و بد زندگی اش به خاطرش آمد. اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به وی نزدیک است.

ناگهان احساس کرد طناب دور کمرش محکم شد و در میان آسمان و زمین معلق ماند. در این لحظه سکون چاره ای برایش نماند جز آنکه عاجزانه فریاد بزند:

خدایا کمکم کن!

 

ناگهان صدای پرطنینی از آسمان شنیده شد:

چه می خواهی؟

- ای خدا نجاتم بده

واقعا باور داری که می توانم نجاتت دهم؟

- البته که باور دارم

اگر باور داری طنابی که به دور کمرت بسته است پاره کن!

یک لحظه سکوت ...

اما مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو طناب را بچسبد.

 

گروه نجات می گویند: روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند. بدنش از طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود در حالی که او فقط یک متر از زمین فاصله داشت.

 

نتیجه گیری

اینکه سعی نکنیم همه افتخارات رو برای خودمون بخوایم.

اینکه نخوایم در جهل و تاریکی پله های صعود رو طی کنیم.

فاصله مرگ به زندگی، خوشبختی به بدبختی و خیلی تضادها از این دست اینقدر به ما نزدیک هستن که ما وجودشون رو حس نمی کنیم و موقعی می فهمیم که دیگر هیچ

فکر کنم خاطره تلخ بم مثال خوبی باشه

اینکه در یک لحظه همه اعضای خانواده خودت رو از دست بدی

وای خدای من

 

خدایا شکرت

شکرت بخاطر همه چیز

بخاطر خانواده ای که در اوون هستم. بخاطر دوستائی که دارم. بخاطر هر آنچه که دارم و ندارم شکرت.

فقط اینو ازت میخوام که من رو بنده قانعی قرار بدی. آنقدر به من نیرو بدی که بتونم از پس امتحاناتت بر بیام

خدایا خیلی دوست دارم بیش از هر کسی که فکرش رو میکنم، حتی بیش از مادرم چون مادرم هم بنده توست.

خدای من کمکم کن

تا آنچه درست است انتخاب کنم. همین.

 

نتیجه گیری

اینکه سعی نکنیم همه افتخارات رو برای خودمون بخوایم.

اینکه نخوایم در جهل و تاریکی پله های صعود رو طی کنیم.

فاصله مرگ به زندگی، خوشبختی به بدبختی و خیلی تضادها از این دست اینقدر به ما نزدیک هستن که ما وجودشون رو حس نمی کنیم و موقعی می فهمیم که دیگر هیچ

فکر کنم خاطره تلخ بم مثال خوبی باشه

اینکه در یک لحظه همه اعضای خانواده خودت رو از دست بدی

وای خدای من

 

خدایا شکرت

شکرت بخاطر همه چیز

بخاطر خانواده ای که در اوون هستم. بخاطر دوستائی که دارم. بخاطر هر آنچه که دارم و ندارم شکرت.

فقط اینو ازت میخوام که من رو بنده قانعی قرار بدی. آنقدر به من نیرو بدی که بتونم از پس امتحاناتت بر بیام

خدایا خیلی دوست دارم بیش از هر کسی که فکرش رو میکنم، حتی بیش از مادرم چون مادرم هم بنده توست.

خدای من کمکم کن

تا آنچه درست است انتخاب کنم. همین.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:43  توسط میثم لطفی  | 

امروز در یک عمل کاملآ‌ فرهنگی اجتماعی به کاربردهای بوق در ایران میپردازیم :

ردیف

نوع بوق

معنی

کاربرد

۱ یک بوق کوچولو

سام علیک!

احوالپرسی با راننده ی آشنا

۲ دو بوق

به!...خیلی اوچیکیم

احوالپرسی با راننده ی اشنا

۳ سه بوق

بابا کجایی بی وفا؟

احوالپرسی با راننده ی اشنا

۴ ۵۶۹ بوق

کجاااااااااا ؟

ویژه ی مسافر کشی

۵ بوق بدون وقفه به مدت نیم ساعت

بدو بیا دیر شد

صدا زدن اهل منزل برای رفتن به مهمانی

۶ بوق بدون وقفه ی معمولی

سلام ...

جلو مراکز درمانی و بیمارستان ها

۷ بوق با ملودی عروسی

ابراز احساسات

هنگام مشاهده ی ماشین عروس حتی خالی

۸ نصب بوق قطار بر روی پیکان

ندارد

نشانه ی ذوق سرشار راننده

۹ نصب بوق کامیون روی موتور

ندارد

نشانه ی بزرگواری موتورسوار

۱۰ نصب آجیر به جای بوق

ب......بوو

ویژه ی رانندگان جوات

۱۱ بوق بی وقفه بدون ملودی و نظم

خلاقیت کودک

ابراز احساسات کودکان وقتی جلو میشینند

شما کدوم یکی از این کاربرد ها رو به کار می برین؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:31  توسط میثم لطفی  | 

اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.


قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند.


دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند.

صورتی: مورد علاقه ديگران
رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد.


ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.

آبی: نظم، پشتكار، تنهايی
رنگ آبی از رنگهايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد.


ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد.


در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.


كارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.


ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست!


قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد.


به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد.


شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد.

خاكستری: احساس بی نيازی
اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می كنند.


در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.


پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند.


نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.

سبز: كنجكاوی
رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است.

دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد.

فيروزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير
دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.

سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد.

يک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغيير می كند به دليل آن كه خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقيده خود را عوض كنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:12  توسط میثم لطفی  | 

روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم؟ حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد.

آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد. دروغ حيلــــه گـــر لباس هاي او را پوشيد و رفت. از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:9  توسط میثم لطفی  | 

 

صدای مظفرالدین شاه قاجار

امروز که داشتم تو اینترنت یه خورده وبگردی می کردم به صدایی برخوردم که در کنار ناآشنایی فکر می کنم براتون آشنا باشه و صاحب صدا رو بشناسین. این صدا مربوط به برهه ای از زمان ماست که سرنوشت کشور به طریق دیگری رقم خورد. آغاز تحول  اجتماعی بزرگ روزگار ما  چند ماه پس از ضبط این صدا صورت گرفت. هرچند دوران ستم پادشاهان پس از گذشت سالها  سپری شد، اما شنیدن صدای واقعی نخستین پادشاهی که صداو تصویر آن بدست نسل فعلی رسیده حتما منحصر به فرد خواهد بود.

امیدوارم نسل جوان ما به تاریخ سرزمینمان بیشتر توجه کنند و با شنیدن صداهای مستند شخصیتهای روزگار دور و نزدیک قدری بیاندیشد و با جستاری بجا و سزا  گذشته خود را باز شناسد وبا سربلندی به آبادانی ایران سبز بپردازد. صداها باخود پیامهای متفا وتی دارند و هر کس به قدر خود از آن بهره می برد .شما چقدر از شنیدن صداها بهره می برید ؟!!!

بگذریم صدای انتخاب این بار مربوط به پنجمین شاه دوره قاجارـ مظفرالدین شاه قاجار است این صدا با حضور اتابک اعظم و وزیر امور خارجه گفته شده است . برای آشنای بیشتر شما با مظفرالدین شاه مطلبی را برای شما در نظر گرفتم  که در قسمت زیر دریافت می کنید.

 

متن سخنان مظفرالدین شاه به قرار زیر است:

جناب.... و اتابک اعظم از خدمات صادق ولایق شما....که چهل سال است که خدمت می کنید ، از همه خدمات شما راضی هستیم بخصوص این سه ، چهار ساله ای که در وزارت خودتان کار می کنید وانشالله عوض اینها را ، همه را به شما مرحمت خواهیم فرمود و شما هم ابدا ذره ای در خدمات خودتون انشالله قصور نخواهید کرد و مرحمت ما را به اعلای درجه نعمت به خودتان بدانید.

انشالله الرحمن بعد از چهار صد سال که خدمت می کنید امیدوار هستم که همیشه خوب باشید واین خدماتی که به من میکنید ،واسه مملکت ایران می کنید البته از خداوند او را ........بی ...... بی عوض نخواهد گذاشت.

انشالله عوض او را هم خدا وهم سایه خدا که خودمان باشیم به شما خواهم دادواز خدمات همه وزرا هم راضی هستم و شما خدمات همه را حقیقتا خوب عرض می کنید وهمه را به موقع عرض می کنید

برای شنیدن صدای صدای مظفرالدین شاه اینجا کلیک کنین.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:36  توسط میثم لطفی  | 

آدم هایی هستند که روز تولد یا شب تولد ندارند، هر روز از آمدن خود شادند فقط به روز تولد خود بسنده نمی کنند و همه روز را برای خود تولدی دوباره می بینند. امیدوارم من هم جزء آدم هایی باشم که شب تولدم همه شب هاست!

 

امروز بیست و ... ساله شدم. امروز از بین همه روزهای سال، از بین تمام سال ها و از بین تمام قرن ها روزی است که من جوانیم را بار دیگر به دست آوردم و به این نتیجه رسیدم که هنوز برای ادامه زندگی امید و امیدواری وجود دارد. امروز روز من است. روز همه آنهایی که در این روز متولد شده اند.

 

امروز 16 اردیبهشت 1385 من سید میثم لطفی عوض شدم. دوباره متولد شدم. دوباره یک زندگی تازه شروع کردم و دوباره ... به عقیده من حتی اگر همه چیز همان‌طور باشد که بود، من امروز تغییر کردم و زندگی تازه ای را آغاز کردم. نمی دونم با فرارسیدن امروز یک سال بزرگتر شدم یا پیرتر، ولی می دونم که امسال نباید مثل سال های قبل باشه، باید تفاوت داشته باشه. البته اجاره نمی دم هر تفاوتی ایجاد بشه، تفاوت باید مثبت باشه و خاطره خوبی رو تو ذهنم بر جای بذاره.

 

تولد همه اون هایی که 16 اردیبهشت به دنیا اومدن مبارک.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:23  توسط میثم لطفی  |