تبليغاتX
نیمرخ
 

در بیابانی بی آب و علف

روزی خداوند، پرنده‌ای به سراغم فرستاد

تا به من بگوید که حواسش به من هست

من نیز به پاس آن مهربانی

آستین آن پیراهنم را هنوز نشسته‌ام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 11:21  توسط میثم لطفی  |